سیزده بدر95(اطراف امامزاده هاشم)


سلام به دردونه ی خونه ی ما
سیزده بدرت مبارک
دشمنات دربه در
خوشیهات هزاربرابر
عزیزدلم امسال بیشتر شهرهای ایران همراه بودبا برف و باران.شهرماهم از شب قبلش
بارون شدیدی بود.ناهار رو بابا توی پارکینگ روی منقل کباب درست کرد هرچندشما
نخوردی.خیلی هم مزه داد.عصرخداروشکر هوا یهو آفتابی شد و مردم زدن بیرون.حتی
عمه حدیث ایناکه دلیجان بودن رفته بودن جاسب برف اومد حرکت کردن طرف رشت.
عصر ماهمراه مادرجون و عموآرمین وعمو امیر اینا و عمه و سارینا رفتیم طرف
امامزاده هاشم خیلی سرد بود کمی موندیم و هله هوله خوردیم وشماهم با مونوپاد
آبجی سارینا کلی سلفی گرفتی.
الهی که صدسال چنین روزی برسی و روز سیزده خوش باشی و یادت باشه
توی طبیعت چیزی جز عکس نیندازی.
بریم ادامه چند تا عکس یادگاری









اینم از شیرموز شب سیزده


مدتی بود عینک آفتابیت شکسته بود روز چهارده مدرسه نفرستادمت چون
همیشه تق و لقه و شماهم ورزش و هنر و قران داشتی غروب باهم رفتیم
مغازه همکار بابا برات این عینک طبی آفتابی رو خریدیم
مبارکت باشه فدات شم




سیزده بدر95(اطراف امامزاده هاشم)
